اولین جدایی مامان و سوین
امروز روز پر کاری برای سوین نازم بود صبح همراه مامان و اشکان جان رفت برای ازمایش تیرویید دل تو دلم نبود اولین بار بود دخترم ازم جدا میشد هر روز که می گذره طعم مادر بودن رو با تمام وجودم حس میکنم چقدر زیباست وچقدر سخت................................................................. وقتی اومدن کلی واسش گریه کردم... بد همراه سارا و اشکان و دخملی رفتیم بیمارستان برای چکاپ سوین جونم و غربالگری شنوایی و..............من هم که حسابی بیحال بودم بد اومدیم خونه بعد از ظهر هم که کلی مهمون داشتیم سوین عزیز مهموندار بود شب هم رفت پیش اقاجون و مسلمون شد سوین گلم خیلی دوست دارم مامانی مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



اولین جدایی مامان و سوین
