3vin3vin، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 25 روز سن داره

هدیه اسمانی

هدیه آسمانی ما سوین ♥️

سفر به استان گلستان

سوین جونم ما همراه بابا اشکان و البته به اصرار زیادش راهی سفر شدیم رفتیم ساری  و شب رو اونجا گذروندیم تو هم دختر گل من بودی و باهات کلی سرگرم بودیم هتلی که بودیم واقعا ویوی قشنگی داشت و کلی از طبیعت لذت بردیم فضای بازی برای تو هم داشت که حسابی بازی کردی...روز بعد راهی گرگان شدیم که جای قشنگی بود ولی فکر کنم تو دلت گرفته بود و همش بغض می کردی و میگفتی دلت واسه بابایی تنگ شده قربون دختر احساساتی خودم برم که دقیقا عین خودمی..........نهار خوران گرگان هم خیلی زیبا بود جای همه خالی بود......بعد رفتیم گنبد....بندر ترکمن....نوشهر........ما هم شدیم مارکوپولو واسه خودمون البته این بار کمی خسته شدیم ولی با این وجود خوش گذشت چون تو همش شیرین زبون...
13 خرداد 1392

شیطونیای سوین جونم...

سوین جونم هر چقدر از شیطونیات بگم کم گفتم خیلی شیطون شدی تو خونه که اروم و قرار نداری همش در حال پریدن رو تخت هستی که خیلی هم با حال می پری میگی بپرم؟؟؟؟؟؟؟میگم بله تو هم می پری و جالب اینه که خسته هم نمیشی.......عاشق حمومی و یه دفعه میبینم لباساتو در اوردی و رفتی حموم میگم سوینم کووووووووووووشی؟میگی رفتم حموم اب بازی بدو بیاااااااااااا که مجبور میشم بیامو  کمکت کنم...هر چیزی هم که بخوای هر طور شده بدستش میاری....امان از بیرون رفتنمون خصوصا این که تنها باشیم وای وای ان چنان می دوی که من نفس کم میارم  جالبه به منم میگی سریعتر بیا دیگه هر وقت با هم میریم بیرون من از خستگی میمیرم .........قربونت برم من اخه که اینقدر فعالی.........به ...
13 خرداد 1392

گل من تولدت مبارک

سوین گل من تولدت مبارک ...باورم نمیشه 3 سال با تمام سختی ها و شیرینی های زیاد گذشت و چقدر زود گذشت .فرشته کوچولوی من با تمام وجودم دوستت دارم و خیلی خدا رو شکر میکنم به خاطر وجود نازنین تو...مهربونم:دستهایم نمی رسند تا ستاره ارزوهای محال را برایت بچینم انچه از چیدن ستاره برای من مهمتر است رویای ناب ارامش توست.روزگارت پر ارامش عزیز دلم...........
4 ارديبهشت 1392

یعنی عاااااااااااااااااااااااااااشقتم

الهی من قربووووووووووونت برم .چند وقت پیش من رو تخت خوابیده بودم اومدی بالا سرم و گفتی عاچتم عا چتم (عاشقتم) منم کلی ذوق کردم عزیزم . دیروز هم تو اشپزخونه بودم اومدی بی هوا پشتم و  بغلم کردی و گفتی مامان عاااااااااااااااشقتم  این سری درست گفتی  اونوقت منم بغلت کردم و تا جایی که میتونستم بووووووووووست کردم و با هم کلی چرخیدیم .عزیز دلم منم عاشقتم اخه تو خیلی ماهی .خدا جوووووووووووووون شکرت به خاطر این همه عشق ...
2 اسفند 1391

سفر به بوشهر

ما از شیراز حرکت کردیم سمت بوشهر و من هر چقدر از زیباییی طبیعت بگم کم گفتم تو هم که عشق من بودی و از اینکه بزرگ شدی و اذیتمون نمیکنی خوشحالم عزیزم.شب هم رفتیم خونه دوستامون که یه پسر خوشگل داشتن همسن تو ولی نمیدونم چرا ازش می ترسیدی !!!!!!!!!!!!!! بوشهر هم خیلی خوب بود و تو فصلی که ما رفتیم اب و هواش عالی بووووووووووود  خلاصه که خیلی خوووووووووووش گذشت.......... ...
2 اسفند 1391

سفر به شیراز

سوین گلم من و تو هم مثل بابا اشکان مارکوپولو شدیم.......با اصرار بابا اشکان به شیراز سفر کردیم من نگران تو بودم چون کمی حالت سرماخوردگی داشتی ولی بابا اشکان دوست داشت که بریم و رفتیم و تو هم مثل همیشه گل بودی و اصلا اذیت نکردی  خداییشم اگه نمیرفتیم پشیمون میشدیم چون شیراز خیییییییییییییلی قشنگ بووووووووووووووود و ادمای فوق العاده مهربونی داشت هوا هم خیلی خوب بود با وجود تو هم به ما خیلی خوش گذشت جاهای دیدنی شیراز رو دیدیم که همگی زیبا بودن:))))))))))))))))))))))))))) ...
2 اسفند 1391

خنده های سوین جونم

سوین جونم الان مدتیه که از صبح که از خواب بیدار میشی خودت میری و به انتخاب خودت یه سی دی میزاری و میبینی قربون دختر باهوشم برم من...و هر وقت به یه قسمتایی میرسه که برات جالبه با صدای بلند میخندی و من و بابا کیف میکنیم و بابا دوباتره عقب جلو میبره سی دیو تا تو دوباره بخندی قربونت برم من عشق مامان.
25 دی 1391