3vin3vin، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره

هدیه اسمانی

هدیه آسمانی ما سوین ♥️

واکسن 2 ماهگی سوین گولو

امروز باید سوین جونم رو میبردیم برای واکسن دو ماهگیش دلم واسه دختر گلم میسوخت... طاقت دیدنش رو نداشتم ولی گل من مثل همیشه اروم و صبور بود همراه مامانی رفتیم وبد اومدیم خونه مامانی اینا دخترکم بی حال شده بود و تب داشت قربونش برم من........................  عزیزترین موجود روی زمین بچه خودته کسی که از وجودته مادر بودن قشنگترین احساس دنیاست روزی هزاربار خدا رو شکر میکنم که تونستم این حس زیبا رو تجربه کنم اون هم با وجود گل نازی بنام سوین ...
14 بهمن 1389

2ماهگی دخترم سوین

سوین عزیزم دختر خوبم امروز۴/۴/۸۹ دو ماهه شد خدا جون شکرت...دخترم کارای جدیدی یاد گرفته مثل اینکه:دستش رو میبره بالاو سرش رو تکون میده و غان و غون میکنه و دستای کوچولوی خوشگلش رو میخوره و تو چشمام نگاه میکنه و ........................فداش بشم الهی ...
14 بهمن 1389

بهترین هدیه مامان نازنین در روز مادر

امروز روز مادر بود امسال با بقیه سالها برام فرق داشت امسال طعم شیرین مادر بودن رو با تمام وجودم حس میکردم وجودم شده پر از عشق و امید.................خدای مهربون بابت هدیه با ارزش و گرانبهایی که به من دادی(وجود سوین گلم) از تو سپاسگزارم. ...
14 بهمن 1389

40 روزگی سوین گلم

امروز ۴۰ روز از بدنیا اومدن گل نازم میگذره.روزها مانند برق و باد در حال گذرن...........................برای امروز رسم و رسوماتیه که ما هم مثل همه اجراشون کردیم.بعد از ظهر ما مانی و خاله سارا اومدن ولی سوین جونم خواب بود مامانی صبر کرد وقتی بیدار شدی بردت حموم دستش درد نکنه تو عاشق حمومی دوباره بعد از حموم خوابیدی قربونت برم من که اینقدر واسمون عزیزی... ...
14 بهمن 1389

سوین گلم 1 ماهه شد...

  یک ماهگی دخترم مبارک...دخترم امروز یک ماهه شد خدا جون ممنونم ازت............................سوین عزیزم:بزرگترین ارزوی من کوچکترین نگاه توست قشنگترین اهنگ من شنیدن صدای توست... ...
13 بهمن 1389

ورود سوین جون به کلبه عشق

امروز قرار بود دیگه همت کنیم و بد از ۲۷ روز بریم خونه خودمون  یه جورایی دلم گرفته بود از یه طرفی هم دوست داشتم بریم تا سوین جون خونمون و ببینه یعنی میتونم تنهایی نی نی گلم رو نگه دارم؟..............خلاصه شب اومدیم خونه خودمون همه جا رو به سوینم نشون دادم..........سوین عزیزم به کلبه عشق ما خوش اومدی   ...
12 بهمن 1389

مهربان خدای من...

به خاطر ارامشی که ارزانیم داشتی از تو ممنونم. به خاطر رفع همه دغدغه هایم ازتو ممنونم.  به خاطر جسم سالمم از تو ممنونم.  به خاطر همنشینی با خوبانت از تو ممنونم.. به خاطر میل به تحول و تولد دوباره ام از تو ممنونم. ودر اخر به خاطر سوینم از تو ممنونم...........................................................................................................                                                ...
12 بهمن 1389

اولین هدیه بابا اشکان به سوین عزیز

امشب سالگرد ازدواج من و اشکان بود پنجمین سالگرد عشقمون اشکان عزیز برای من و همچنین سوین عزیزمون هدیه گرفته بود اولین هدیه بابا به سوین یه کیف خرگوشی خوشگل بود. خیلی خوشحال هستیم که سوین گلمون امسال با ماست واین بهترین و بزرگترین و زیباترین هدیه دنیا به من و اشکانه خدا جون شکرت.....................سوین گلم تو لذت عشق ما رو چندین برابر کردی ...
12 بهمن 1389

اولین گردش سوین

  امروز اولین بار بود که بابا اشکان تصمیم گرفت سوین جون رو ببریم بیرون البته بعنوان گردش که همراه مامانی و خاله سارا رفتیم بابا دوست داشت سوینش همه جا رو ببینه ولی سوین جون حتی چشماش رو هم باز نکرد همش در خواب ناز بود ...
11 بهمن 1389