3vin3vin، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 25 روز سن داره

هدیه اسمانی

هدیه آسمانی ما سوین ♥️

سوین می گوید..................................

هاپو چِی میگه؟اپ اپ(هاپ هاپ) جوجو چِی‌میگه؟دستاتو میبری‌بالا‌ انگشتاتو بازو ّبسته‌‌میکنی‌‌میگی:جیک جِیک........بع بعی چِی میگه؟ب‌ب دمبه داری؟ن ن پس‌‌چرا‌میگی:ب‌ب ...
12 شهريور 1390

تولد بابا اشکان

تولد بابا اشکان بود ما هم براش یه تولد 3 نفره گرفتیم تو خونه شب هم شام رفتیم سوپر استار تو هم خیلی گل بودی اخر شب هم بابا بردت پارک امیدوارم بابا اشکان همیشه سلامت باشه  ودر کنار من و تو ...
12 شهريور 1390

16 ماهگی دختر نازم

دختر نازم 16 ماهه شدی قربونت برم من که داری روز به روز بزرگتر میشی و شیرین تر.دختر گلم این ماه هم کارهای جدیدی یاد گرفتی مثل اینکه:می رقصی و به حرفامون گوش میدی و خیلی ددری شدی طوریکه روزی دو بار میری بیرون اخر شب هم که ازت میپرسم امروز بهت خوش گذشت؟ میگی نهههههههههههههههههههه و به من خیلی وابسته شدی بدون تو هیچ جایی نمیتونم برم واز همه مهمتر که میدوی با پاهای کوچولوت و مجلس گرم کن شدی تو مهمونیا همه رو مجبور میکنی دست بزنن برات و بعضی از کلمات هم قشنگ تلفظ میکنی تا خودتم نخوای کاری رو انجام نمیدی قربونت برم من ...
12 شهريور 1390

15 ماهگی سوین جونم

سوین جونم روزها دارن به سرعت میگذرن و تو ١٥ ماهه شدی و چقدر زود میگذره خوشحالم که داری بزرگ و بزرگتر میشی دخترم بازم کارهای جدیدتری یاد گرفتی که من عاشق خودت و کاراتم مثلا اینکه بعد از غذا خوردن خدا رو شکر میکنی شیطون تر شدی از دیوار راست میری بالا همش باید حواسم بهت باشه تا بلایی سرت نیاد خیلی هم کنجکاو شدی بعضی مواقع هم حسابی ضد حال میزنی موقعی که داریم تلویزیون نگاه میکنیم یا پای کامپیوتر هستیم میای و خاموشش میکنی هر چیزی هم که باب میلت نباشه میگی نه نه نه نه نه...........ولی به هر چیزی که بخوای میرسی یعنی برای هدفت تلاش میکنی...قربونت برم من عزیزم.تازگیها هم کمی به اسباب بازیات علاقمند شدی خیلی هم به منو بابا وابسته شدی عزیز دلم ما هیچ ...
12 مرداد 1390

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!

ای جانم !!!!بالاخره سوین جونم بعد از  چند وقت تلاش و کوشش فراوون تونستی  رو پای خودت بایستی و چند قدم راه بری قربون پاهای کوچولو و خوشگلت برم من من که خیلی خیلی خیلی خوشحالم و خدای مهربون رو شکر میکنم ...
19 تير 1390

اولین نقاشی سوین جونم

سوین جونم  خاله سارا برای تو خیلی ذوق و شوق داره دوست داره تو زودتر بزرگ شی عزیزم امروزم برات پاستل خریده بود و کلی تشویقت کرد تا تو نقاشی بکشی تو هم این رو کشیدی قربونت دستای کوچولوت برم من عزیزم ...
19 تير 1390

چیزی شبیه معجزه!!!

دختر نازم امروز اتفاق عجیبی افتاد که تمام فکرمو مشغول کرده!!!امروز ظهر تو خوابیدی ومن گذاشتمت رو تختت که راحت بخوابی مثل همیشه...بعد چند دقیقه رفتم پایین ولی سریع اومدم دیدم تو از تختت اومدی پایین رفتی رو تخت ما داری گریه میکنی...وااااای اصلا باورم نمیشد که اومده باشی پایین چون ارتفاع زیاده برای تو...خدا خیلی بهمون رحم کرد...فرشته کوچولوی من با تمام وجودم دوستت دارم... ...
13 تير 1390

درخشش اولین مروارید

ای جانم بالاخره دندونای دختر گلم در اومدن بعد از کلی سختی ودرد کشیدن...دقیقا در روزی که گلم ۱۱ ماهه شد اونم دوتا باهم دوتای دیگه هم در حال جوانه زدنه...خدا جون شکرت سوین جونم مبارکت باشه مامانی  بوووووووووووووووووووووس ...
7 تير 1390

14 ماهگی سوین جون

سوین جونم ١٤ ماهه شد  من هم کلی ذوق میکنم که تو  بزرگتر میشی ولی هر روز شیطون تر از دیروز......تو عشق منی خوشحالم که روزهای قشنگی رو باتو میگذرونم  واز خداوند مهربون ممنونم... بووووووووووووووووووووووووووووووووس برای تو که عزیز دلمی ...
7 تير 1390