3vin3vin، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 25 روز سن داره

هدیه اسمانی

هدیه آسمانی ما سوین ♥️

تولد اراز کوچولو

امروز تولد اراز کوچولو یکی از دوستان نی نی سایتی ما بود وبه تو خیلی خوش گذشت فکر کنم اولین بار بود که این همه بچه میدیدی و خیلی خوشحال بودی و بغل همه هم رفتی وبا دوستات هم کلی بازی کردی انقدر خسته شده بودی که وقتی رسیدیم خونه خوابت برد قربون دخمل اجتماعی خودم برم... ...
14 مهر 1390

روز تو ........

سوین گلم امروز روز دختر بود .روز تو بود عزیزم روزت مبارک.امیدوارم همیشه لبانت خندان باشه و شاد باشی و به تمام ارزوهای قشنگت برسی و فارغ از هر غمی زندگی کنی.........من هم به مناسبت این روز برات یه هدیه گرفتم که امیدوارم خوشت اومده باشه...خیلی دوستت دارم عزیزم ...
8 مهر 1390

شکلات

سوین جونم امروز مشغول انجام دادن کارام بودم که دیدم صدایی از تو نمیاد اینجور مواقع حتما داری یه کاری میکنی اومدم دیدم رفتی بالای مبل ایستادی تا دستت به ظرف شکلاتی که روی میزه برسه و داری شکلات میخوری کلی تعجب کردم و خندم هم گرفته بود اخه همیشه خودم بهت شکلات میدم و چون مغز داره در میارمش و شکلاتش رو بهت میدم ولی اینبار خودت این کار رو کرده بودی و مغزش هم دادی به من وبه همون یکی بسنده نکردی یکی دیگه هم نوش جان کردی قربونت برم من که داری کم کم بزرگ میشی... ...
5 مهر 1390

17 ماهگی سوین جونم

سوین جونم 17 ماهگیت مبارک...دخترم بازم میگم که روزها چقدر سریع میگذرن وتو گل زیبای من 17 ماهه شدی و من خیلی خوشحالم .تو کارای جدیدتری یاد گرفتی مثل :میری سراغ لباسای من میپوشیشون و میای تو خونه میچرخی!!!کارهای دیگران رو تقلید میکنی.به روشهای مختلف سعی میکنی راه بری.وقتی بابا نیست میری عکسشو بوس میکنی. و هرکی زنگ میزنه میگی بابا.به عروسکهات علاقمند شدی و یکیشونو بیشتر از بقیه دوست داری و باهاش بازی میکنی.و هر روز کلمات جدیدتری یاد میگیری مثل خب باشه بله نه و................عزیز دلم عاااااااااااشقتمممممممممممممممممممم ...
4 مهر 1390

حوله حموم سوین جونم

سوین جونم خیلی خوشحال هستی که حوله نوزادیتو گذاشتی کنار و این حوله رو استفاده میکنی وقتی از حموم میای بیرون دوست نداری حولتو در بیاری همش میری جلوی ایینه و خودتو نگاه میکنی قربونت برم من عزیز دلم........ ...
4 مهر 1390

سفر به شمال

ما خیلی اتفاقی همراه  مامانی و بابایی و خاله سارا و جمعی از فامیل به شمال رفتیم که به سوین گلم خیلی خوش گذشت و از طبیعت بسیار لذت برد و خوشحالتر و خوش اخلاق تر از همیشه بود حتی بیشتر از همیشه صحبت میکرد و کلمات جدیدی به دایره لغات سوین جونم اضافه شد مثل برو دیگه.ای بابا.رضا.کجایی و ............ دخترم مثل همیشه گل بود و در این سفر نهایت همکاری رو با ما داشت الهی من قربونش برم که خیلی نازنینه ولی موقعی که اومدیم خونه دخترکم دلش گرفته بود قربون اون دلش برم من ...
31 شهريور 1390

دوست داشتنی های سوین جونم

سوین جونم تو تازگیها خیلی گل تر از همیشه شدی هر روز با بابا اشکان میری پارک و عاشق بچه های دیگه هستی میری به همشون سلام میکنی یه بار که رفته بودیم پارک رفتی به همه کسایی که تو پارک بودن دست دادی و سلام کردی و بهشون ابمیوه تعارف کردی قربونت برم که معاشرتی هستی.و عاشق بابا اشکان هستی و خیلی بهش وابسته شدی.و اینکه حرف خودت رو به کرسی میشونی.و عاشق این هستی که من وبابا اشکان دنبالت کنیم و تو فرار کنی.هنوزم عاشق پرتاب کردن اشیا هستی.و همچنین عاشق خرابکاری و گوشی من وبابا رو خراب کردی گوشی من که دیگه روشن نمیشه چون خیلی ضربه دیده و عاشق ظرفای کابینت هستی .از بین خوردنیا هم عاشق شکلات و هلو  و لیمو ترش هستی .الهی من فدات شم که خیلی ماهی ...
26 شهريور 1390

شستن سر بابا جون

سوین جونم تو عاشق حموم رفتنی دوس داری هر روز بری حموم و گاهی هم روزی دو بار میری حموم  اکثر اوقات همراه بابا اشکان میری حموم  و دوست  داری سر بابا رو تو بشوری چقدرم قشنگ این کارو انجام میدی بابا هم همیشه به دلت را میاد خلاصه که خیلی بهتون خوش میگذره منم که عاشق هردوتاتونم و خیلی خوشحالم که شما تو زندگی منید ...
26 شهريور 1390

طوطی من

سوین گلم خیلی خوشحالم که روزای قشنگی رو با تو تجربه میکنم وعاشق تمام کاراتم گل من جدیدا هم که بیشتر از قبل صحبت میکنی و از صبح تا شب حرف میزنی هر چند بعضیاشون نامفهومن ولی من قند تو دلم اب میشه و اما کلماتی که تو میگی:بده-بابا-ماما-اب-بوف-چی شد؟-کجا؟-ددر-اپو=هاپو-جوجو-او=الو-سادا=سارا-و من  و دخترم منظورت رو هم قشنگ میرسونی قربونت برم من و من خدای مهربون رو به خاطر وجود نازنینت شکر میکنم ...
26 شهريور 1390